سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
334
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
« لا ذعرت السّوام فى فلق الصّبح » « 1 » ( 1 ) ما نقل كرديم و جدّم ابو الفرج در كتاب « المنتظم » نقل كرده است كه شمر بن ذى الجوشن مقابل اصحاب حسين ( ع ) ايستاد و گفت : كجايند پسران خواهر ما ؟ عبّاس ، عثمان و جعفر پسران على بن ابى طالب ( ع ) در آمدند و گفتند : چه مىخواهى ؟ گفت : شما خواهرزادههاى من در امانيد ! آنها گفتند : خدا تو و امان تو را لعنت كند ، آيا تو ما را امان مىدهى و پسر رسول خدا را امان نمىدهى ؟ ! ( 2 ) ( مؤلف ) مىگويم : معناى حرف شمر كه گفت : « خواهرزادههاى من كجايند ؟ » اشاره به ام البنين دختر حزام كلابى دارد كه شمر هم از آن قبيله بود . ابن جرير مىگويد : شمر از ابن زياد خط امانى براى پسران ام البنين همسر على ( ع ) گرفته بود كه اينها پسران وى بودند . ( 3 ) و نيز ابن جرير نقل كرده است كه جرير بن عبد اللّه بن مخلّد كلابى كه ام البنين عمهء وى بود ، براى ايشان هم او و هم شمر بن ذى الجوشن خط امان گرفته بودند . ( 4 ) شهادت حسين عليه السلام ابن هشام مىگويد : وقتى كه عمر سعد از حسين ( ع ) نااميد شد ، فرياد برآورد اى سپاهيان خدا ! سوار شويد ! پس حمله بردند و چون حسين ( ع ) دانست كه آنها با وى مىجنگند ، به اصحاب و خانوادهاش پيشنهاد كرد كه به راه خود بروند و از اطراف او پراكنده شوند ، ايشان با شنيدن اين سخن گريه كردند و گفتند : خداوند زندگى بعد از تو را ناروا گرداند ! و خواهرش زينب دختر على ( ع ) اين سخن را شنيد از جا برخاست در حالى كه جامهاش بر زمين كشيده مىشد و مىگفت : وا مصيبتاه ، كاش مرگ امروز رشتهء حيات مرا گسسته بود امروز پدرم على شهيد شد و مادرم زهرا و برادرم حسن ( ع ) از دنيا رفتند ! اى يادگار گذشتگان و اى پناه بازماندگان ! و بعد لطمه به صورت زد و حسين ( ع ) او را دلدارى
--> ( 1 ) هرگز دامهاى چرنده ، به هنگام پگاه نهراسانم ! ( كنايه از اين كه : من دست بيعت به يزيد نخواهم داد و در هر حال باكى از آن فرومايه ندارم ) - م .